در این دنیای پر ازدحام و سر در گم این روزها که اخبار و حوادث ریز و درشت و هر آنچه که در جهان است کمر به فرسایش ما بسته تنها باید به خلوت پناه برد و از این همه شور و هیجان که بیهوده به ما تحمیل شده فاصله گرفت تا ار پا نیفتیم، متاسفانه تاثیر دنیای ارتباطات عمیقی روی ما گذارده، و در اطرافمان با این مواجه هستیم که ” مردم ” ناخودآگاه و در کمتر از چند دقیقه دوباره به سوی همان دام اخبار سر دستی ، ریز و درشت ، درست و غلط ، به مانند خوابزده هایی که در خواب راه میروند به سوی این گرداب رهسپار میشوند. راهی باید جست تا هر چه بیشتر و آگاهانه تر ما را از جاذبه این ورطه دور نگاه دارد. راه برای هر کدام از ما متفاوت است اما از ضرورت پیدا کردن ” راه ” غافل نباشیم . چند سالی است که با “گِل ” رابطه ای خاص پیدا کرده ام. چیزهایی میسازم، دوستشان دارم و به جرات میگویم در اوقاتی که دستهایم به گِل مشغول است در دنیای دیگری هستم، وارد دنیایی میشوم که در آن تمام دغدغه های روزمره و تمام بیهودگی های این روزگار در پشت در کارگاه کوچکم جا مانده اند، ساعاتی را که برای خودم و بدون تشویش های بیهوده که اطراف به بشر تحمیل میشود میسازم. خاک ارتباطی ذاتی با وجود انسان دارد