معرفی کاتیا سلماسی

پیش از بیست ‌سالگی با دنیای هنر آشنا شدم؛ و هنوز هم پس از گذر سالیان، هنر برایم جلوه ای جادویی است. در زمانه ای که بسیاری از مردم جهان هر روزه درگیر شتاب‌ها و دغدغه‌های بی‌پایان‌اند هنر پناهگاهی است که مرا از آشوب و بلوا  به دور نگاه می دارد.

در میان این تنش‌ها و کشش‌های بی‌وقفه که در جهان جاری است، دلبستگی‌ من به هنر روز به‌روز عمیق‌تر و معنادارتر شده است.

طی این سال‌ها دانستم که به اقیانوسی بیکران راه یافته ام  و دریافتم هر شاخه‌ از هنر، جهانی مستقل و وسیع را در خود جای داده است. و این شاخه‌ها می توانند ضمن حفظ خلوص، به یکدیگر بپیوندند تا از دل این پیوند، زبان و بیانی نو خلق شود. می‌توان در گوناگونی این سرزمین گام برداشت و بیان و برداشتی متفاوت را به جهان عرضه داشت.

سفر من به این جهان بی‌انتها با نقاشی آغاز شد. سپس، جادوی عکاسی مرا به ‌سوی خود کشاند و در این رشته تحصیل کردم. عکاسی برایم دنیایی وسیع و پر رمز و راز بود و هست و تا امروز حرفه‌ام بوده و هست.

گرافیک اما  اتفاقی به سراغم آمد. دوستی اصول اولیه صفحه‌بندی و آماده‌سازی چاپ را به من آموخت، و من با گذراندن دوره‌های کوتاه مدت و آشنایی با فرایند چاپ، از صفر تا صد سفارش‌های تبلیغاتی را پیش می‌بردم.

همزمان با عکاسی و گرافیک به تدریس عکاسی در دانشگاههای مختلف و موسسات خصوصی پرداختم.

چند سالی است که به دنیای سرامیک‌ قدم گذاشته‌ام. علاقه به کار با گِل به مرور در من رشد کرد. با گذراندن دوره‌های آموزشی نزد یکی از اساتید برجسته، اصول کار را آموختم. این روزها، بیشتر وقتم را با گِل می‌گذرانم. آرامش و خلوتی که از این کار به دست می آورم، بی‌همتاست.